برای جستجو کافیست کل یا قسمتی از عبارت مورد نظر خود را وارد نمایید و بروی دکمه جستجو کلیک کنید

به راستی اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرینش ، گوهری چون حسین (ع) و مرواریدی چون زینب (س) نداشت ، كار كدامین نبی به كمال می رسید و راه كدامین رسول به نهایت پیوند می خورد؟
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی بر عموم مسلمین تسلیت باد
برچسبها : تاسوا - تاسوعا - عاشورای - حسینی - تسلیت - باد
خلاصه قسمت هشتم افسانه جومونگ
هه مو سو اول كار يه كم به قول ماها كلاس كار را نشون جومانگ مي ده و شروع مي كنه به اجراي حركات رزمي با شمشير كه جومانگ زره اش مي ره كه يه ادم كور اين همه با شمشير كار مي كنه
بعد كه كلاس اوليه كار را پياده مي كنه به جومانگ مي گه بيا بشين روبروي من ببينم پسر جون...و بعد يه دستي به سر و گوشش مي كشه و مي گه تو خيلي سوسولي بچه جون و دستات مثل دخترا مي مونه بايد يه كم خودتو قوي كني و خلاصه كلي تيكه بهش مي ندازه
برچسبها : خلاصه - قسمت - هشتم - افسانه - جومونگ
برچسبها : -
خلاصه قسمت هفتم سریال افسانه جومونگ
ديديم كه سوسونو به خيال اينكه جومانگ تو سفر بهش دروغ گفته بد جور حال جومانگ را گرفت و از قبول اينكه براشون كار كنه خودداري كرد
از طرفي حاكم قوم هان دشمن سرسخت بويو براي شاه نامه داده كه سريعا همه آهنگري ها و كارگاه هاي اسلحه سازيتو تعطيل كن و الا بد مي بيني شاه هم كه عصبي مي شه مي گه اون نامه را بسوزونين
برچسبها : خلاصه - قسمت - هفتم - سریال - افسانه - جومونگ
خلاصه قسمت پنجم افسانه جومونگ ( بخش دوم )
فرماندار جدید هیون تو به قصر میرسه
فرماندار جدید کسی نیست جز یانگ جونگ ( همون کسی که در قسمت اول گوم وا با کمک اون یوها رو از زندان آزاد کرد ! ) و گوم وا از دیدنش تعجب میکنه

برچسبها : خلاصه - قسمت - پنجم - افسانه - جومونگ - بخش - دوم
به اونجا رسیده بودیم که جومونگ از هه مو سو میپرسه که کی هستی و .. و هه مو سو هم میگه من حتی خودم هم دیگه فراموش کردم که کی هستم ….
نخست وزیر و یومیول به سلول هه مو سو میرسند ولی جومونگ قبل از اونا سلول رو ترک کرده بود و جایی پنهان شده بود که از دیدن یومیول و نخست وزیر تعجب میکنه !
هه مو سو وقتی صدای اومدن اونا رو میشنوه میگه : موسانگ تویی؟ — هه مو سو میفهمه که 2 نفر از قصر اومدن و میگه شما برای مدت طولانی هست که منو زندانی کردین برای چی یه دفعه به سراغم اومدید ؟ کی با شما اومده ظاهرا دفعه اولشون که میان اینجا

برچسبها : خلاصه - قسمت - پنجم - افسانه - جومونگ - بخش - اول
